غلامعلى صفايى
178
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مضاف به « الكرام » جمع « كريم » شده است و اسم « تكون » ضمير « أنت » و « عديما » خبر آن است . معناى شعر : « نبايد بيابد تو را كسى كه اميدوار تو است مگر اينكه اظهاركننده و نشاندهنده هستى اخلاق بزرگان را هرچند تو در آينده فقير شوى - بنابر احتمال اول - هرچند تو در گذشته - بنابر احتمال دوّم - فقير بودهاى » . نكته : در بعضى از كتب اشعار به جاى لفظ « الراجيك » عبارت « الراجوك » به جمع ضبط شده است كه اين طبق قول جمهور است كه مىگويند اوصاف ( اسماى مشتق از فعل ) اگر الف و لام داشته باشند هرگاه تثنيه و جمع باشند مىتوانند اضافه به اسم بدون الف و لامدار شوند ولى اگر مفرد بود اين اضافه جايز نيست ، بنابراين اين ضبط صحيح مىباشد چنانكه ابن مالك مىگويد : و كونها في الوصف كاف إن وقع * مثنى أو جمعا سبيله اتبع و لكن اگر اسم بعد ، الف و لام داشت اضافه هرسه لفظ مفرد و تثنيه و جمع اوصاف الف و لامدار به آن صحيح است . و وصل « أل » بذا المضاف مغتفر * إن وصلت بالثاني ك « الجعد الشعر » و الحاصل : خلاصهء بحث اينكه در مقام تشخيص « لو » ماضويه امتناعيه از « لو » شرطيه مستقبله به معناى « إن » بايد گفت هرگاه شرط ، زمان وقوعش مستقبل و محتمل الوقوع باشد و مقصود متكلم فرض آن در زمان آينده بود نه زمان ماضى يا حال كه محقق الوقوع گردد ، در اين صورت « لو » شرطيه مستقبله مىشود و هرگاه زمان فعل شرط ، ماضى يا حال و يا حتى لفظا استقبال باشد لكن متكلم قصد كند كه اين شرط در زمان ماضى يا حال واقع شده در حالى كه علم دارد به عدم وقوع آن ، « لو » شرطيه ماضويه امتناعيه خواهد بود . الثالث : سومين صنف از اصناف پنجگانهء « لو » حرف مصدر همانند « أن » مىباشد ، يعنى فعل بعد را تأويل به مصدر مىبرد لكن « لو » مصدريه به خلاف « أن » عامل نبوده و نصب به فعل مضارع بعد از خود نمىدهد و اكثر محل استعمال اين قسم از « لو » بعد از فعل « ودّ - يودّ » و ديگر صيغ اين فعل خواهد بود ، مانند آيهء شريفهء :